خاطرات بد و خوب من
قالب وبلاگ

من نرفتم

 

امروز صبح ساعت 5 همسری و مامانشو خواهر شوشوگرام با بچه هاشو و خواهر شوشو که عقده و خواهر شوشو کوچیکه رفتن

اون خواهر شوشو هم که کلاس پنجمه نرفت و موند پیش من

گفتن جا نیست تو نمیخواد بیای

منم میخواستم برم خونه مامانم که به خاطر خواهر شوشو نرفتم حالا باید تا 2-3 روز جایی نرم ناراحت

 

این خواهر شوشو دختر خوبیه دوسش دارم ولی نمیدونم چرا حوصلشو ندارم و فک میکنم مزاحمه گریه

 

راستی بچه دوستم به دنیا اومده خیلی براش خوشحالم ایشالله تا آخر هفته میرم آخه الان خونشون شلوغه فامیل و آشنا میان ما آخر میریم  رفتم برای دخمل کوچولوش یه سارافون صورتیه کتان خوشمل خریدم اینقده نازه

به محمد میگم کی واسه نی نی خودمون از این لباسای خوشمل خوشمل بخرم

میخنده میگه ساله دیگهزبان

[ جمعه ۱٢ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ٩:٥٧ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من هستی میخوام تو این وبلاگ خاطراتمو بنویسم که که نمیتونم به کسی اونارو بگم درباره خودم ، همسرم که خیلی دوسش دارم و مشکل اصلی خانواده ی همسری ******************* بعدا نوشت : تصمیم گرفتم کل خاطراتمو بنویسم اعصابم داغون میشد همش خاطرات بد مینوشتم حالا هم خاطرات بد هم خوب ********************* من متولد : 30/06/1369 ********************* همسری جونم : 21/04/1367 ********************* تاریخ آشنایی :15/06/1384 ********************* تاریخ نامزدی :18/11/1388 ******************** تاریخ عقد :06/03/1389 ******************* تاریخ عروسی :فروردین 91 ان شالله ولی روزش مشخص نیست ******************* بعدا نوشت :روز عروسی4 فروردین
نويسندگان
صفحات اختصاصی
لینک دوستان
امکانات وب
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب























Online User