خاطرات بد و خوب من
قالب وبلاگ

بالاخره بعداز 1سال و 4ماه فارغ التحصیل شدن میخوام برم مدرکمو بگیرم

با مامان جون میریم مشهد

اول میریم بهشت رضا ( سرخاک مامان بزرگم ) بعد میریم دانشگاه که دوستم عاطفه از یه مسیری میاد دنبالمون و با ماشین اون میریم و اگه باهامون بیاد حرم که با اون میریم وگرنه خودمون آخه روز بعدش امتحان داره شاید نیاد

 

امرزو زنگ زدم عاطفه که فردا 100% میام میگه تو همش زنگ میزنی که میای بعد پشیمون میشی میگه نه فردا حتما میام

میگه بیا پولتو از دانشگاه بگیر چرا اینا بخورن

آخه من شاگرد دوم کلاس بودم خودش شاگرد اول .وقتی رفتم واسه تسویه حساب گفت هنوز تخفیف شهریه ها از تهران نیومده بعدا بیا

میگم اونا بعد از یه سال و خورده ای به من پول میدن مگه؟

حالا میریم نزدیک 100 تومن شده خیلی کمه واسه عاطفه شده 195

راستی میخوام کاردانی نرم افزار شرکت کنم

آخه رشته من باید برم مشهد که سختمه برم و بیام و پول خوابگاه و هزینه ها زیاد میشه

محمد میگه برو همینجا فوق دیپلم بگیر ( علمی کاربردی ) که امروز زنگ زدم گفتن 15 واحد عمومی داری که تطبیق میخوره 60 واحد هم میمونه که اگه برم ایشالله 3 ترمه تموم میکنم .

البته اینا در یه صورت اتفاق میفته:

چندین روز پیش زنگ زدم اداره دامپزشکی شهرمون رشتمو گفتم و مدرکمو گفت با رئیس صحبت کن وصل کرد منشیش جواب داد که نیس نیم ساعت دیگه زنگ بزنید من یادم رفت و بعد از چند روزش زنگ زدم گفتم میخوام بارئیس صحبت کنم یه مرده دیگه بود میگه چیکارش داری میگم واسه استخدامی میگه تا آخر خرداد اعلام میکنن میخوان نیرو بگیرن سایت اداره رو چک کنید تو اطلاعیه ها میزنن

منم از اون روز چک میکنم فقط نوشتن که میخوان نیرو بگیرن ولی زمان و رشته نزدن

اگه اینجا استخدامی داشته باشه که نمیرم نرم فازر رشتمو خیلی دوست ددارم اگه نخواسته باشن میرم

راستی رشتمم واسه اونایی که یادشون رفته یا نمیدونن

فرآورده های بیولوژیک ( زیر گروه دامپزشکی یعنی مربوط به آزمایشگاه )

 

دعا کنین همین اداره دامپزشکی رشته منم بخواد.

 

به آبجی اس زدم که بیاین اینجا تا من و مامان میخوایم صبح زود بریم راحت باشیم که گفت اوکی میایم

من غذا لوبیا پلو درست کردم . یکم زیادی درست کردم که اگه همسری فردا نهار نرفت خونه مامانش بخوره

حالا نمیدونم برم دوباره درست کنم یا نه؟نیشخند

 

فعلا بای

[ یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ٩:٠٥ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من هستی میخوام تو این وبلاگ خاطراتمو بنویسم که که نمیتونم به کسی اونارو بگم درباره خودم ، همسرم که خیلی دوسش دارم و مشکل اصلی خانواده ی همسری ******************* بعدا نوشت : تصمیم گرفتم کل خاطراتمو بنویسم اعصابم داغون میشد همش خاطرات بد مینوشتم حالا هم خاطرات بد هم خوب ********************* من متولد : 30/06/1369 ********************* همسری جونم : 21/04/1367 ********************* تاریخ آشنایی :15/06/1384 ********************* تاریخ نامزدی :18/11/1388 ******************** تاریخ عقد :06/03/1389 ******************* تاریخ عروسی :فروردین 91 ان شالله ولی روزش مشخص نیست ******************* بعدا نوشت :روز عروسی4 فروردین
نويسندگان
صفحات اختصاصی
لینک دوستان
امکانات وب
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب























Online User