خاطرات بد و خوب من
قالب وبلاگ

دیشب رفتم تست گرفتم

مهری جون نوشته بود که من سر هر دو بارداری همینطوری بودم

منم خیلیییییییییییی ترسیدم

امروز صبح هم تست کردم دیدم بعلههههههههههههههههههههههههههه همتون دارین خاله میشین

با همسری کلی ذوق کردیم

نمیخواستیم تو این موقعیت ولی الان هم کلی خوشحالیم

و من کلی استرس دارم

زنگ زدم مامان جون که بعله بیا که مامان بزرگ شدی

الانم منتظرم که بیاد برم آزمایش تا مطمن بشیم

 

به محمد میگم اگه مامانم بفهمه بچه داریم نمیذاره بریم مسافرت ها میگه خوب نمیریم

 

برام دعا کنین

هر چی مصلحت و حکمت خداست پیش بیاد

و یه بچه سالم داشته باشیم

برم آماده بشم ( پیش به سوی آزمایشگاه ) راستی اینقدر جوابشو دیر میدن من تا 2-3 روز دیگه میمیرم از استرس

باید بپرسم ببینم کدوم آزمایشگاه خلوت تره برم همونجا

[ یکشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۸:٤٦ ‎ق.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من هستی میخوام تو این وبلاگ خاطراتمو بنویسم که که نمیتونم به کسی اونارو بگم درباره خودم ، همسرم که خیلی دوسش دارم و مشکل اصلی خانواده ی همسری ******************* بعدا نوشت : تصمیم گرفتم کل خاطراتمو بنویسم اعصابم داغون میشد همش خاطرات بد مینوشتم حالا هم خاطرات بد هم خوب ********************* من متولد : 30/06/1369 ********************* همسری جونم : 21/04/1367 ********************* تاریخ آشنایی :15/06/1384 ********************* تاریخ نامزدی :18/11/1388 ******************** تاریخ عقد :06/03/1389 ******************* تاریخ عروسی :فروردین 91 ان شالله ولی روزش مشخص نیست ******************* بعدا نوشت :روز عروسی4 فروردین
نويسندگان
صفحات اختصاصی
لینک دوستان
امکانات وب
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب























Online User