خاطرات بد و خوب من
قالب وبلاگ

سلام دوست جونیا خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دلم برای همتون تنگ شده

ببخشید اصلا حالم خوب نیست که پست بزارم و جواب کامنت ها رو بدم شرمنده

 

الان اومدم مغازه چون رفتم برای سونوگرافی وقت گرفتم گفت 12 بیاد منم از فرصت استفاده کردم و دور از چشم مامانم اومدم مغازه

از جمعه هفته قبل رفتم خونه مامانم تا 5 شنبه که گذشت

در حال استراحت بودم ولی حالم بهتر که نشد هیچ لکه بینی تبدیل به خونریزی شده

روز 5شنبه رفتم دکتر بدون اینکه منو ببینه به منشی گفت برن بیمارستان خودم ظهر شیفتم میام

من و مامانم رفتیم بیمارستان دکتر اونجا گفت اگه من معاینه کنم اگه بچه سقط نشده باشه احتمال سقطش هست منم ترسیدم گفتم نمیخواد

گفت برو تا شنبه استراحت کن اگه قطع نشد برو سونو گرافی

کمتر شده ولی ادامه داره واسه همین میخوام برم سونو ببینم نی نی مون زندس یا نه

 

خیلی خیلی استرس دارم

حتما حکمتی تو کار خدا هست

خبرشو بهتون میدم

ببخشید اگه کامنت هارو بدون جواب تایید میکنم

فعلا بای

[ یکشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من هستی میخوام تو این وبلاگ خاطراتمو بنویسم که که نمیتونم به کسی اونارو بگم درباره خودم ، همسرم که خیلی دوسش دارم و مشکل اصلی خانواده ی همسری ******************* بعدا نوشت : تصمیم گرفتم کل خاطراتمو بنویسم اعصابم داغون میشد همش خاطرات بد مینوشتم حالا هم خاطرات بد هم خوب ********************* من متولد : 30/06/1369 ********************* همسری جونم : 21/04/1367 ********************* تاریخ آشنایی :15/06/1384 ********************* تاریخ نامزدی :18/11/1388 ******************** تاریخ عقد :06/03/1389 ******************* تاریخ عروسی :فروردین 91 ان شالله ولی روزش مشخص نیست ******************* بعدا نوشت :روز عروسی4 فروردین
نويسندگان
صفحات اختصاصی
لینک دوستان
امکانات وب
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب























Online User