خاطرات بد و خوب من
قالب وبلاگ

اینا رو از تو فیس بوک پیج زوج درمانی واستون کپی کردم خیلی چیزای قشنگی مینویسه

 

 

کاش بدانی
قهر میکنم که دستانم را محکمتر بگیری
و بلندتر بگویی بمان
نه اینکه شانه بالا بیندازی
و آرام بگویی هر طور راحتی ...
مرد یعنی تکیه گاه امن
یعنی بوسه ای از روی دوست داشتن
بدونِ اندکی شرم در ذهن زنانه ی من
مرد یعنی کوه بودن ... پر از سخاوت ... پر از حیای مردانه
در کنار این ابهت ... لوس شدن های کودکانه ی من ...

 

 

تحقیر و اهانت نابودکننده عشق در ازدواج است؛ پس بهتر است که شما و همسرتان به یکدیگر احترام بگذارید و تا حد امکان در مقام تحقیر کردن یکدیگر نباشید. کسی که تحقیر می‌شود و مورد اهانت قرار می‌گیرد به احساسی از خشم و بی‌ارزش بودن می‌رسد. زندگی کردن با کسی که به شما توهین می‌کند بسیار دشوار است.

درمان: زن و شوهر هرکدام از تحقیر و اهانت استفاده می‌کنند باید این روش را کنار بگذارند و به‌جای آن تا حد امکان از روش تاییدآمیز و تعریف و تحسین استفاده کنند. باید کاری کنید که نسبت مثبت‌ها به منفی‌ها در زندگی زناشویی شما افزایش یابد ...
اگر شما یا همسرتان در زمینه انتقاد مشکلاتی دارید بدانید که زندگی زناشویی شما در خطر است. وقتی مورد انتقاد قرار می‌گیرید احساس می‌کنید اشکالی در شما وجود دارد از این‌رو ممکن است دلگیر شوید و رنجش به دل بگیرید. واکنش مثبت نشان دادن به انتقاد هم هرگز ساده نیست زیرا به شخصیت شما حمله شده است.
اگر با انتقاد کننده موافقت کنید و نظرش را بپذیرید در واقع در حمله به خودتان شریک او شده‌اید و اگر انتقاد را نپذیرید حالت تدافعی پیدا می‌کنید. جواب سازنده دادن به انتقاد بسیار دشوار است.

درمان: برای برخورد با آثار مخرب انتقاد باید نظر خود را به‌گونه‌ای با همسرتان در میان بگذارید که او آن را حمله به خود تلقی نکند. باید مشخص‌تر صحبت کنید و حتی‌المقدور آن را به شکل گلایه مطرح سازید ...
شاد بودن همیشه ارزشمند است؛ پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم ...

 
مردی با دوچرخه به خط مرزی میرسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مامور مرزی میپرسد: "در کیسه ها چه داری؟" او میگوید: "شن!" مامور او را از دوچرخه پیاده میکند و چون به او مشکوک بود، یک شبانه روز او را بازداشت میکند؛ ولی پس از بازرسی فراوان، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی یابد. بنابراین به او اجازه عبور میدهد ... هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا میشود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا ... این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار میشود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمیشود. یک روز آن مامور در شهر او را میبیند و پس از سلام و احوال پرسی، به او میگوید: "من هنوز هم به تو مشکوکم و میدانم که در کار قاچاق بودی، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد میکردی؟" قاچاقچی میگوید: "دوچرخه!"


نتیجه اخلاقی:

بعضی وقت ها موضوعات فرعی، ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل میکند ...


 


[ یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٥:٤٠ ‎ب.ظ ] [ هستی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من هستی میخوام تو این وبلاگ خاطراتمو بنویسم که که نمیتونم به کسی اونارو بگم درباره خودم ، همسرم که خیلی دوسش دارم و مشکل اصلی خانواده ی همسری ******************* بعدا نوشت : تصمیم گرفتم کل خاطراتمو بنویسم اعصابم داغون میشد همش خاطرات بد مینوشتم حالا هم خاطرات بد هم خوب ********************* من متولد : 30/06/1369 ********************* همسری جونم : 21/04/1367 ********************* تاریخ آشنایی :15/06/1384 ********************* تاریخ نامزدی :18/11/1388 ******************** تاریخ عقد :06/03/1389 ******************* تاریخ عروسی :فروردین 91 ان شالله ولی روزش مشخص نیست ******************* بعدا نوشت :روز عروسی4 فروردین
نويسندگان
صفحات اختصاصی
لینک دوستان
امکانات وب
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب























Online User