سلام

سلام دوستای مهربونم

مرسی که نگرانم شدین

من فعلا همینجا مینویسم

تا اون درست بشه

هر وقت درست شد حتما آدرسشو میدم و تو اون یکی مینویسم و مطالب و ... رو انتقال میدم رو اون

الان دومینشم ثبت کردم ولی هنوز آماده نیست

همسری خوش قول من معلوم نیس کی آماده کنه

 

دیروز رفتم خونه مامانم

فیلم جشن عقمو گذاشتیم نگاه کردیم بعد من گفتم پاشو بریم خونه عمه کوچیکه رفتیم اونجا 2-3 ساعتی اونجا بودیم و یکم بادمجون هم گرفتم از دست این همسری که بادمجون نمیخوره خیلی وقته من نگرفتم درست کنم ولی دیگه گفتم بی خیال خودم تنهایی میخورم

الانم همشو پوست کردم و میخوام همشو سرخ کنم که هر وقت خواستم آماده باشه

دیگه برگشتیم خونه و همسری اومد شام خوردیم و گفت پاشو باید بریم خونه مجید ( دوستمون) گفتم چرا ؟ میگه نمیدونم زنگ زدن که حتما تا اینجا بیاین!( ما با هم بیشتر صمیمی هستیم تا اون دوست دیگمون اونارو نگفته بودن ) ( الانم که جمع دوستیه 6 نفرمون تبدیل شده به 10 نفر ، خواهر خانم مجید ازدواج کرده  اونا 2 نفر برادر خانم مجید هم ازدواج کرده اونا هم دو نفر دیگه البته خیلی وقته ازدواج کرده ولی تازگیا با ما میان بیرون)ان شالله آبجی خودمم ازدواج کنه که یه جین کامل بشه و بشیم 12 نفرنیشخند


دیگه ساعت 11 از خونه مامانم اومدیم و رفتیم ببینیم چیکار دارن

دیدیم تولد خانومش بوده و کیک گرفتن به ما گفتن بیاین خواهر خانومش و شوهرشم بودن ( برادر خانومش تهران کار میکنه نبودن )

مجید واسه خانومش یه M و E و با یه جفت گوشواره خریده بود

چون تولد مجید هم 14 اردیبهشت بود قرار بود 12 کیک بخرن  که تولد دوتاشون با هم باشه

ما هم دست خالی رفتیم

البته از قبل به خانومش گفته بود که به هستی بگی که اومدن کادو نیارن

کار مارو هم راحت کردن اگه میخواستیم کادوواسه هم بخریم باید هر ماه کادو میخریدیم


الان خرداد سالگرد عقدمونه که همیشه کیک و کادو خودمون دوتا واسه هم میخریم باز تیر تولد شوشویه که کیک و کادو باید بخرم شهریور تولد منه و تاریخ تولد اون دوستای دیگه رو نمیدونم

( تو این مدت خواهر شوهرا اصلا واسه تولد ما دوتا کادو نمیگیرن ولی اونا زرنگن اون بزرگه واسه بچش تولد میگیره مجبوریم بریم اون کوچیکه که تو عقده واسه خودش میگیره اونم مجبوریم بریم و برادر شوشو هم که واسه بچه هاش )

من به جاری و شوشو میگم منم بچه بیارم تلافی میکنم هر سال واسش تولد میگیرم زبان

 

ولی من دیشب به همسری میگم خوب ما هم باید دعوت کنیم بیان ( واسه تولد و ...)میگه نه

آخه ما هر سال با خونواده من این جشنا رو میگرفتیم واسه همین دوست دارم تا آخر همینطوری باشه نمیخوام کس دیگه ای باشه

حالا تا بازم ببینم چی میشه

وای از الان باید به فکر کادو سالگرد عقد باشم 6 خرداد !

چی بگیرم؟؟؟ نظر بدین؟ اونارو هم دعوت کنم؟؟؟ مامانم رو بگم باز خونواده شوشو ناراحت میشه

اه چون نزدیک هم هستیم میفهمن دیگه

ولی احتمالا سالگرد عقد خودمون دوتا باشیم

واسه تولدهم کیک میخرم یکم واسه خونواده شوشو میبرم بقیشم یا مامانم میان یا ما میریم اونجا خوبه اینطوری؟؟؟؟

 

اه چی قاطی پاتی نوشتم

خوب من برم نهار درست کنم و بادمجونارو سرخ کنم

ماچبای بای

 

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راضیه

سلام اوا به من رمز نداده بودی...ولی واقعا بی رمز باز میشده؟ چه بد![تعجب] چقدر مناسبتهاتون زیاده...[نیشخند]

نجوا

خسته نباشی کدبانو خونه خوبی؟ من عاشق بادمجون هستم اما رضا نمیخوره اگه درست کنم مجبورم برای اون چیز دیگه اماده کنم به نظر من برای سالگرد عقد خودتون دوتا باشین کیفش بیشتره برای تولد هر دو خانواده رو دعوت کن کادو برای شوشو می تونی ساعت یا پیراهن یا ادکلن بگیری

شیوانا

ســلام هستــــی جـــون از اینکه گفته بودی می خوای این وبلاگت رو ترک کنی ناراحت بودم اما حالا که فهمیدم قرارِ به سایت انتقالش بدی دوباره خوشحالم[لبخند] راجع به سوالت باید بگم نه عزیزم اونارو از رو کتاب شعرایی که دارم و یا سایتهای شعر پیدا می کنم و می نویسم و با قرمز کردن حروفی درهم ریخته توو چند کلمه با عشقم حرف می زنم

آرسیتا

چقد خوب که جمع دوستانه دارین.ما اینجا هیشکی رو نداریم بریم باعاشون حال کنیم[ناراحت] خوب گلم تو که کادو دلت میخواد تولد بگیر!!! سالگرد عقد سعی کن دوتایی تنها باشین و یه شام خوشمزه بپز با یه جو رمانتیک [عینک]

ژولیت

منم مثه تو عاشق بادمجونم و به خاطر رومئو باید نخورم!!! اه.... تولد شوشو رو خونه مامانت بگیر. اینجوری اگه خانواده شوشو فهمیدن هم میتونی بگی مامانم گفت بریم خونه اونا....

سارا و احمد

وای چه تولد و مراسم تو همی شد من قاطی کردم ولی کار خوبی میکنید تولد میرید و کادو نمیبرید[زبان]

سمانه

بادمجونا نوش جونت...ايشالا هميشه حرف جشن و شادي باشه ...به نظرم واسه لاگردتونيه جشن كوچولو توخونه خودت بگير هردوخانواده رو هم دعوت كن...اينطوري كلي كيفور ميشي از كادوها

ستاره سهیل

عزیزم به نظرم چون نزدیک هم هستین، باید اونا رو هم دعوت کنی، شاید ناراحت بشن ایشالا کلی تو جشن ها بهت خوش بگذره شاد باشی[قلب]

مرضیه

عزیزم همه ی بادمجوناتو سرخ کنی و فریز کنی بعد تیز میشه ها